تبليغاتX
عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه

چگونه دوستت دارم؟

 

 

چگونه دوستت دارم؟

بگذار بشمرم

تورا به عمق و عرض و طول دوست دارم

بااحساسات نامرئی

به اندازه پایان هستی

من تورا مثل هرروز دوست دارم

مثل نیازانسان به افتاب وشمع

تورا آزادانه دوست دارم

مثل تلاش انسان برای رسیدن به حق

توراخالصانه دوست دارم

مثل احساس بعدازدعا

تورا با اندوه قدیمی

وایمان کودکیم دوست دارم

باعشقی که سالها گم کرده ام

بانفسم وبامعصومیت ازدست رفته ام

با اشک ها لبخندهاوتمام هستی ام

و اگرخدا بخواهد

بعد از مرگم

 تورا بیش از این ها دوست خواهم داشت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 21:51  توسط علي   | 

اگه تو مال من بودی

 

اگه تو مال من بودی، دنيا يه رنگ ديگه داشت

ميشد با هر نگاه تو، تو آسمون ستاره داشت

اگه تو مال من بودی، اونقد غريب نميشدم

من چی ميخواستم از خدا، ديگه اگه پيشت بودم

اگه تو مال من بودی، چشام به چشمات پل ميداشت

تنگ بلور آرزو، مثل حالا ترك نداشت

اگه تو مال من بودی، جهنمم بهشت ميشد

قصه ی عشق ما دو تا، عبرت سرنوشت ميشد

اگه تو مال من بودی، برگا تو پاييز نمي ريخت

شمعی كه پروانه داره، اشك غم انگيز نمي ريخت

اگه تو مال من بودی، ميذاشتمت روی چشام

بارون ميخواستی، می باريد ابر سپيد گريه هام

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اسفند 1389ساعت 15:52  توسط علي   | 

رهايم كن


رهايم کن

من و باران و احساس م

دگر مستت نمي گردند

بيا دست از دلم بردار

 من از تنهايي اين لحظه هاي بي کسي سيرم

 من از اين عشق دلگيرم

 رها کن دستهايم را

 دو باره باز مي ميرم

 ولي نه

              قصه من نيست

 من و ساقي براي هم

گله از زلفتان کرديم

 گله از نرگس جادو

 گله از ان گره ابرو

 گله از لب

نه از گيسو

 بيا تفسير ما گردان

بيا تصويرمان گردان

 و مي گرديم و مي گرديم

که شايد عشق هايت را

براي اسمان گويم

اگر خود خيس ديدار است

هنوز ان چشمهايش مست يک لحظه

فقط يک لحظه


                      ديدار است

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 12:10  توسط علي   | 

روم نشد....

از چشمان سرازير مي شود...

پس براي اخرين بار هم گريه كن چون در دلي بود كه در اوج بي كسي من نيز با چشماي خيس برايت نوشتم...

به نيمكتش نگاه مي كنم پنچ رديف از من جلو تره

چقدر موهاي طلايشو دوست دارم

برمي گرده ونمره صدشو نشونم ميده ومي خنده

چقدر دوست دارم مال من باشه

مي خواستم همون جا بهش بگم دوستش دارم ولي...روم نشد

جشن فارغ التحصيل مياد طرفمو جلو جشمام تكون تكون ميده

بهم ميگه...

تو بهترين دوست مني سرشو مياره بالا گونه ام روبوس ميكنه

مي خواستم همون جا بهش بگم دوستش دارم ولي روم...نشد

پدرشو از دست داده ديگه تنهاي تنهاست

تو كيليسا بغلم مي كنه مي گه حالا ديگه فقط تورو دارم

گونه ام رو بوس مي كنه اشكاش صورتمو خيس ميكنه

مي خواستم همون جا بهش بگم دوستش دارم ولي...روم نشد

روصندلي كليسا خشك شدم دارم يخ مي زنم

من دوستش داشتم واون حالا داره ازدواج مي كنه

دلم مي خواست همون جا داد بزنم كه دوستش دارم ولي...روم نشد

امشب هوا بارونيه بازم تو كيليسا هستم...

ولي اين بار همه ساكتن به تابوتش خيره شدم هيچي نمي گفتم

دفتر خاطراتش هنوز تودستمه دفتر خاطراتي كه از تواتاقش پيدا كرده بودم

توش نوشته بود...

بارها خواستم بهش بگم دوستش دارم ولي..روم نشد

كاش اون يه روز بهم بگه دوست دارم

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 18:42  توسط علي   | 

درد دل

نمی دونم از کجا شروع کنم یا گلگی از چه کسی بکنم از دلم از خودم یا از ۰۰۰۰۰ ولی اینو میدونم هر وقت علی می گفت هزار علی می شنیدم ولی اخرش چی شد رفت پشت سرشم نگاه نکرد  وقتی رفت دیگه رفت بدبختی یاخوش بختی غریبه نبود اشنا بود  نمی دونم چه جوری می خواد با من رودر رو بشه یا به چه روی می خواد تو چشم من نگاه کنه دیگه دوست ندارم ادامه بدم چون برام سخته نمی خوام حرفاشو کاراشو به یاد بیارم این هم درد دل ماست دیگه ئلی چه روزا چه شبای باهاش سر کردم

 

 

                                                                                                        

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 22:53  توسط علي   | 

دل سرد از عشق

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 22:25  توسط علي   | 

سوال

به نظر شما عشق چه معنی داره

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 22:19  توسط علي   |